شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دور دیده مژگان از دو سو لخت جگر داردچراغان بر لب آب روان فیض دگر دارد
۲
ندارم زینتی همچون صدف جز عقده خاطرهمیشه رشته کارم گره جای گهر دارد
۳
مگر یاد لبت در خاطر پیمانه می‌گرددکه در بزم نشاط باده چشم از گریه تر دارد
۴
به جز سرگشتگی و گرد محنت حاصلش نبودبه سان گردباد آن را که دهر از خاک بردارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth