شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاهد ازتر دامنی دامن چو بر اخگر زندسبزه جای دود از آتش همان سر بر زند
۲
دود آه عندلیبان آتش صد خرمنستخویش را از پا در آرد هر که گل بر سر زند
۳
رنگ خجلت از رخ گل تا قیامت ظاهرستغنچه نوکیسه گر چندی گره بر زر زند
۴
هر که را باید نوشتن نسخه آداب فقرصفحه تن را ز نقش بوریا مسطر زند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth