شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم به ملک قناعت نشان نمی‌داندفغان که این سگ نفس استخوان نمی‌داند
۲
شتاب عمر دلم را به شکوه آوردهجرس به جز گله کاروان نمی‌داند
۳
یکی‌ست انجمن و خلوتم ز شور جنونکه گردباد کنار و میان نمی‌داند
۴
به سان شعله زبانم به عجز راه نبردلبم چو جام لبالب فغان نمی‌داند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth