شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه محروم و ازو دست کسی دور نبودکس ندیدم که درین میکده مخمور نبود
۲
فقر و روشندلی آئینه رخسار همندهیچ ویرانه ندیدم که پر نور نبود
۳
دلم از کاوش مژگان تو از سینه گریختجای آسایش در خانه زنبور نبود
۴
من درین میکده پیش قدحی بنشستمکه سرش بسته تر از کاسه طنبور نبود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth