خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی دارم کزو دلها بسوزدتر و خشک تعلق را بسوزد
۲
چو اختر بر سپهر خاکساریبمیرد روزها شبها بسوزد
۳
میان خاکساران سوزم از غمچو آن کشتی که در دریا بسوزد
۴
ز دودش اشک اخترها بریزدچو خاشاک وجود ما بسوزد
صفحهٔ ۱ از ۲