خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۳۳ - در مدح شاهجهان
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل را کی آن طاقت بود کز فکر جانان بگذردبا یک جهان لبتشنگی از آب حیوان بگذرد
۲
من راه هجران را بخود هرگز نمی دادم ولیآتش ره خود واکند چون از نیستان بگذرد
۳
هر کس که بیند حال من داند که هجران دیده امآری خرابی ظاهرست آنجا که طوفان بگذرد
۴
بیتو سر شکم بر کنار از بسکه ریزد چشم تردامان من گر بفشری آب از گریبان بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲