خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه به می گرد کدورت از دل ما میرودغم ازین ویرانه هم از تنگی جا میرود
۲
بر میان نازکت اندیشه نتواند گذشتراه باریکست پایش ناگه از جا میرود
۳
این قدر باید به می دلبستگی، رشکست رشکتا دهد یک قطره خون از چشم مینا میرود
۴
راه پرخار و تهی پایان دشت شوق راآبله کفش است آن هم کی بهر پا میرود
صفحهٔ ۱ از ۲