شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرپیچ و تاب و تیره بی امتداد بوداین زندگی که نسخه ای از گردباد بود
۲
دل از سر امید اگر برنخاستیجا تنگ بر نشستن نقش مراد بود
۳
هر صید کام کز پی او می دوید دلهر گه بدام آرزو افتاد باد بود
۴
خوش وقت بیغمی و جوانی که داشتیمصد باعث طرب که یکی طبع شاد بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth