شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به بزمت شب خوش آن عاشق که سرگرم فغان افتدشود چون صبح روشن راست چون شمع از زبان افتد
۲
چمن از بس که تاریکست بی‌شمع جمال اوفروزم گر چراغ ناله مرغ از آشیان افتد
۳
به خلوت هم نقاب از چهره هرگز برنیندازدمبادا شمع را زین بیشتر آتش به جان افتد
۴
قبول عشق اگر داری طمع، از خرمی بگذرکه گل چون بشکفد اینجا ز چشم باغبان افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth