خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن رهروان که در پس زانو سفر کنندپوشیده دیده و ره نادیده سر کنند
۲
هر جا غبار کوی تو باشد عبیر چیستخاکیست آنکه عطر فروشان بسر کنند
۳
اهل کرم که عزت مهمان شناختندخجلت کشند گر غمی از دل بدر کنند
۴
یکباره عیبهای جوانی وداع کردهنگام کوچ قافله را هم خبر کنند
صفحهٔ ۱ از ۳