شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۳۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسمل ز تیغ او بطپیدن نمی رسداز کشتگان کفن ببریدن نمی رسد
۲
چون خنده گلست زبس ضعف ناله امکز لب چو بگذرد بشنیدن نمی رسد
۳
گر پاشکسته نیستی این راه سر مکنرهرو بکام دل بدویدن نمی رسد
۴
از بسکه برق تشنه لب آب و خاک اوستکشت امید ما بدمیدن نمی رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth