خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بعهد جور تو دل ترک آه و افغان کردبجرم بی اثری ناله را بزندان کرد
۲
درون سینه بذوقی نشست ناوک اوکه ناله را ز برون آمدن پشیمان کرد
۳
بهوش باش دلا آه شعله ناک مکشکنون که ناوک او سینه را نیستان کرد
۴
بچشم روشنی داغهای کهنه رومتبسمش نمک تازه در نمکدان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲