خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده را کردی سفید، از انتظار ما مپرسصبح ما را دیدی، از شبهای تار ما مپرس
۲
آنچه میافتد به دام ما به غیر از رخنه نیستطالع رمکرده بنگر از شکار ما مپرس
۳
دین و دنیاباز و عالمسوز و ساماندشمنیمزهره را میبازی، از خَصل قمار ما مپرس
۴
خوارتر از شیشهٔ خالی به بزم بادهایمعزتی گر بود رفت، از اعتبار ما مپرس
صفحهٔ ۱ از ۳