شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نهد مرهم به زخم شانه جعد زلف غمخوارشبرد زنگ از دل آیینه آب و رنگ رخسارش
۲
از آن مژگان او دست دعا بر آسمان داردکه دائم از خدا خواهد شفای چشم بیمارش
۳
اگر بلبل هزاران نغمه های دلگشا آردنخواهد گل شکفتن تا نبیند طرف دستارش
۴
بسی می نالم و یاری ز بخت خود نمی بینمچو بیماری که در خوابگران باشد پرستارش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth