خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جذبهای خواهم که از خود نیز روگردان شومهرکجا آیینهای پیدا شود پنهان شوم
۲
رنگ آبادی ندارم خانه بیصاحبمگر خریدارم شود سیلاب آبادان شوم
۳
قرض دار روزگارم، خاطرم زان شاد نیستچون حباب ار وام هستی پس دهم خندان شوم
۴
ناوک بیداد دوران را نشان باید شدنآنچنان مگذارم ای غم از نظر پنهان شوم
صفحهٔ ۱ از ۳