شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با فکر او چو سر بگریبان فرو کنمتشریح زلف خم بخمش موبمو کنم
۲
دهقان بهر زمین که نشاند نهال تاکمنهم بخاک، تخم کدوئی فرو کنم
۳
از تیغ ابروی تو زبس زخم خورده امجرأت نمی کنم که بمحراب رو کنم
۴
هرگز مراد من بحصول آشنا نبوددر زیر تیغ عمر ابد آرزو کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth