شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دور خویش ز مینا حصار می‌خواهمدر آن میانه ترا در کنار می‌خواهم
۲
به توبه نامه نمی‌شویَم از گُنَه که به حشربه کف مسوده زلف یار می‌خواهم
۳
چو چشم حسرتم افتد به تیغ ابروی دوستیکی‌ست عمر و شهادت دوبار می‌خواهم
۴
به روی کار جهان رنگ دیگرم هوس استدرین چمن نه خزان نه بهار می‌خواهم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth