خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکوه درد ترا کی پیش درمان میکنیمتشنه میمیرم و شکر آب حیوان میکنیم
۲
بیتو تاریکست کشمیر ای چراغ دیدههاما سیهروزیم در شب سیر بستان میکنیم
۳
گل اگر تا سینه در کشمیر میآید چه سودما که گل از اشک خونین در گریبان میکنیم
۴
در کمین عیش از بس دیده بد دیدهایمباده را از چشم ساغر نیز پنهان میکنیم
صفحهٔ ۱ از ۲