خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرصتی کو که دوای دل رنجور کنیمپنبه شیشه می مرهم ناسور کنیم
۲
طمع خام نشد ز آتش حرمان پختهگر بدوزخ برویم آرزوی حور کنیم
۳
خدمت بزم شراب تو زما می آیدمی توانیم که از گریه گزک شور کنیم
۴
از پی کینه ما تیغ به بندد بمیانما اگر دست هوس در کمر مور کنیم
صفحهٔ ۱ از ۲