خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه پاکان بحر و بر دیدمچه تری ها زخشک وتر دیدم
۲
نیک و بد در زمانه ما نیستهر چه دیدم ز بد بتر دیدم
۳
سوختن در فراق او این بودپختگی ها کزین سفر دیدم
۴
می رمم همچو سگ گزیده زآببسکه طوفان ز چشم تر دیدم
صفحهٔ ۱ از ۳