خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بروی ساغر می ماه عید را دیدمهمین بسست درین عید دید و وا دیدم
۲
بغیر دیده که پوشیدم از مراد دو کونبقدر همت خود جامه ای نپوشیدم
۳
چنین که برگ و بر نخل آه پیکانستبفرق سایه آهست سایه بیدم
۴
لبم ز خنده و چشمم ز گریه ترسیده استبا شک بی اثر خویش بسکه خندیدم
صفحهٔ ۱ از ۳