شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پی بخلوتگه قرب از بسکه شبها برده ایمصبح چون سر زد بسامان شمع، ما دلمرده ایم
۲
نیست نفس دون امانت دار یک جو اعتبارحق بدست ماست گر چیزی بخود نسپرده ایم
۳
گر بها می داد ما را قدر ما هم می شناختدر کف ایام کالای بیغما برده ایم
۴
باده دردآمیز گردد شیشه چون بر هم خوردگردش افلاک تا برجاست ما آزرده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth