خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان کاهدم چو حق سخن را ادا کنمگر نقد جان دهند سخن را بها کنم
۲
با عالمی مرا سر همخانگی کجاستکو مرگ تا که خلوت راحت جدا کنم
۳
چندانکه جای در دل آتش کند سپندخواهم که جا بخاطر آن بیوفا کنم
۴
سرگشتگی عجب بمیانم گرفته استدلدار در کنارم و رو در قفا کنم
صفحهٔ ۱ از ۳