خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاک نشینی است سلیمانیمدست بود افسر سلطانیم
۲
هست چهل سال که میپوشمشکهنه نشد جامه عریانیم
۳
جوش سرشکم بمقام وداعجمعم و سرگرم پریشانیم
۴
نسخه گرفتست نظام جهاناز نسق بیسر و سامانیم
صفحهٔ ۱ از ۳