شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما که پیش از مرگ آسایش تمنا می‌کنیمشکوه از بدگردی افلاک بی‌جا می‌کنیم
۲
چون به کوی خاکساری سرکشی از سر نهیمتا هوای خشت بالین را ز سر وامی‌کنیم
۳
ما خس سیلاب سوداییم و در سیر سلوکگر به دریا می‌رویم، ار جا به صحرا می‌کنیم
۴
ترک و تجریدی که ما داریم بی‌اجر است، حیفچون ز رشک اهل دنیا ترک دنیا می‌کنیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth