شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا نفرسود است پا، بیراهه‌پیما می‌شوممی‌گذارم پا به راه آن دم که بی‌پا می‌شوم
۲
صورت از دیوار می‌خواهد که سنگ آرد برونبا چنین دیوانگی هرجا که پیدا می‌شوم
۳
آتش ناکامی دوران نمی‌سوزد مرابیشتر دل سرد از اوضاع دنیا می‌شوم
۴
موجم و دریای هستی سر به سر جای منستنیستم بی‌خانمان هرچند بی‌جا می‌شوم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth