شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی نیم که زکس حرف سرد برگیرممن آتشم چه عجب گر زباد در گیرم
۲
چنان ز کوی طمع پا کشیده همت منکه عارم آید اگر پند از پدر گیرم
۳
بغیر قطره ز میراب قسمتم نرسداگرچه جا بدل بحر چون گهر گیرم
۴
ز بیخودی خبر دل زچشم او پرسمزمیکشان خبر از حال شیشه گر گیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth