شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلا مگوی که نگرفت هیچکس خبرمکه سنگ حادثه داند شمار موی سرم
۲
اگر بنشو و نمائی رسیده ام اینستکه خار پای دوانیده ریشه تا کمرم
۳
هوای بال فشانی بزیر چرخم نیستچو طایر قفسم گو بریده باش پرم
۴
بهوش خویش چو آیم بگرد او گردمبراه شوق بآخر نمی رسد سفرم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth