شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بچاک سینه نه مرهم پی دوا بندمره فرار به صبر گریزپا بندم
۲
نبسته است کس از چاره راه برغم عشقبروی سیل چه سود ار در سرا بندم
۳
در آن چمن که گل وصل دسته بندد غیرمرا بس اینکه نگه را به پشت پا بندم
۴
بروز عید چو قربان کنی حریفانرامرا بگوی که دست ترا حنا بندم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth