شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه همین می رمد آن نوگل خندان از منمی کشد خار درین بادیه دامان از من
۲
با من آمیزش او الفت موج است و کنارروز و شب با من و پیوسته گریزان از من
۳
قمری ریخته بالم به پناه که رومتا بکی سرکشی ای سرو خرامان از من
۴
بتکلم، بخموشی، به تبسم، به نگاهمی توان برد بهر شیوه دل آسان از من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth