خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۵۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگو ناصح که بتوان از رخ جانان نظر بستنبسی مشکل بود بر روی صاحبخانه در بستن
۲
به از مو نیست دستاری سر ما بیدماغان راکه هر گه واشود بازش نمی یابد بسر بستن
۳
رمق در کس نمی ماند کمر گاهیکه بگشائیمیان بگشودنت باشد بخون ما کمر بستن
۴
بسعی خویشتن هرگز نکردی نیکبخت ایدلتمام عمر اگر بال هما خواهی بپر بستن
صفحهٔ ۱ از ۲