خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۵۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیامد نخل آه از سینه پرداغ من بیروننکرد این سرو هرگز سر زدیوار چمن بیرون
۲
درین محنت سرا چون نال اگر چاهت وطن باشدبفرقت تیر اگر بارد نیابی از وطن بیرون
۳
غم افشای رازم نیست در بزمش که می دانمزبس دلبستگی ناید زبزم او سخن بیرون
۴
گلی را باش بلبل کو نقاب از رخ چو بگشایدکند از شرم اول باغبان را از چمن بیرون
صفحهٔ ۱ از ۲