شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امید من به لطف عمیم تو واثق استبرجرم ما چو رحمت عام تو سابق است
۲
در راه عشق رو که صراطی است مستقیمراهی که ره بدوست برد راه عاشق است
۳
در راه عشق جان و جهان باختم از آنکاول قدم براه تو ترک علایق است
۴
روی زمین ز ظلمت ظلم ار چه شد چو شبنور ولایت است که چون صبح صادق است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth