خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میخانه از لعل لب تو پرشرو شور استمسجد ز تجلی رخت غرقه نورست
۲
عکس رخ تو زآینه کون هویداستلیکن چه کند عامی بیچاره که کورست
۳
در پرده ذرات جهان گرچه نهانیآن نیز بروی تو که از فرط ظهورست
۴
حسن رخ تو ظاهر و پیداست ز عالمتابان همه ذرات ز مهر تو چو هورست
صفحهٔ ۱ از ۲