خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۱۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان پیشتر که دور جهان را مدار بوداز شوق روی دوست دلم بیقرار بود
۲
هرگز نگشت جان من از وصل ناامیدچون لطف دوست در حق من بیشمار بود
۳
منصور وار گفت اناالحق بپای دارهرکو بدار عشق چو او پایدار بود
۴
مستی بی خمار بجز جان ما که دید؟کو مست سرمدی ز می بی خمار بود
صفحهٔ ۱ از ۲