خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۲۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار با ما پرتوی از نور روی خود نمودصبر و هوش و جان و دل زین عاشق بیدل ربود
۲
چون شدم فانی ز خود در پرتو آن نور ذاتگشت روشن بر من این اسرار از فضل و دود
۳
کین جهان چون ذره روشن ز آفتاب روی اوستهم ز وی بوده همه ذرات را بود و نمود
۴
در مزایای مظاهر نیست ظاهر غیر دوستاوست عابد اوست معبود اوست ساجد هم سجود
صفحهٔ ۱ از ۳