شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کرد شاه عشق بملک دلم نزولبرخاستست از سر جان عقل بوالفضول
۲
خورشید عمرم ار بفراقت زوال یافتلیکن ز جان خیال وصال تو لایزول
۳
آن یار عین ماست نه از روی اتحاداین خانه پر ازوست ولیکن نه از حلول
۴
بی بهره نیست ذره از مهر روی دوستنور ترا بظلمت عالم بود شمول
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth