شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورمغیر سودای سر زلفش نباشد در سرم
۲
در زمین از چشم من هر سو روان شد جوی آببرامید آنکه از سرو بلندش برخورم
۳
مرغ روحم از بدن اندر هوای وصل اوچون روانی میرود شاید ز هجران بگذرم
۴
همچو غواصان فرو رفتم ببحر عشق اوجز در دردش نیامد هیچ گوهر در برم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth