شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا در طریق عشق تو من جان فشان شدمبی جان شدم ولیک جهان در جهان شدم
۲
زان دم که باختم دل و جان در قمار عشقاز هر چه عقل فرض کند، بیش از آن شدم
۳
شهباز همتم چو پر و بال برگشادبالاتر از زمین و زمان و مکان شدم
۴
تا با نشان شوم مگر از یار بی نشاننام و نشان گذاشتم و بی نشان شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth