خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۳۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون یار برقص آید من مطربی آغازمور من بسماع ایم یارست نوا سازم
۲
از مهر رخش گردد ذرات جهان رقصاندر جلوه چو می آید آن دلبر طنازم
۳
در حسن رخ جانان جان گشت چنان حیرانکز تاب جمال او با خویش نپردازم
۴
از شوق جمال تو بربوی وصال تودر انجمن و خلوت با یاد تو همرازم
صفحهٔ ۱ از ۳