شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۳۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر چند براه طلب دوست دویدیماز کوشش بسیار بجائی نرسیدیم
۲
بربوی وصال تو شدم محو درین راهاز خویش بماندیم وز هجران نرهیدیم
۳
ماسود جهان در سر سودای تو کردیمدادیم دل و دین و غم عشق خریدیم
۴
بنمود رخ از پرده و دل برد و نهان شدبی پرده دگر ماه رخش هیچ ندیدیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth