خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن یار رو ز ما بچه رو می کند نهانچون روی خوبش از همه رو دیده ام عیان
۲
جان مگو نهان بجهان شد جمال اوزیرا که روی دوست عیانست از جهان
۳
وحدت بنقش و صورت کثرت ظهور یافتیک ذات بیش نیست چه پیدا و چه نهان
۴
پیدا بنقش جمله عالم نمود یاراز غیر او نه نام توان یافت نه نشان
صفحهٔ ۱ از ۲