خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۴۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای اسیران غم عشق تو آزاد از جهانوالهان حسن رویت بیخبر از جسم و جان
۲
سالکان راه تو فارغ ز ملک کایناتعاشقان روی تو در کوی عشقت جان فشان
۳
جان فشانان رهت مستان جام نیستیواصلان درگهت از هستی خود در امان
۴
بینوایان درت بی ننگ و ناموس آمدهپاکبازان ره تو از دو عالم بی نشان
صفحهٔ ۱ از ۲