شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۴۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حسن جان افزای روی او عیاندیده ام از روی پیدا و نهان
۲
پرتو خورشید روی او بوددر حقیقت جمله ذرات جهان
۳
حسن او بر نقش عالم جلوه کردشد جهان زان روز با نام و نشان
۴
روی او پیداست، کو چشم یقین؟تا جمال دوست بیند بی گمان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth