شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمری دهان تنگ توام در خیال بودجان رمیده را همه فکر محال بود
۲
رفت آنکه در مسائل عشق و رموز شوقز ابرو و غمزه با تو جواب و سؤال بود
۳
گفتم: رسد میان توام باز در کنارگفتا: برو که آنچه تو دیدی خیال بود
۴
شرم آیدم که سجده برد پیش پای کسآن سر که سالها برهت پایمال بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth