شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفت آنکه به وصل تو مرا دسترسی بودوین دلشده در خیل سگان تو کسی بود
۲
آن غمزه به خون دل ما چشم سیه کردور نه به کمند تو گرفتار بسی بود
۳
آمد گل و هر مرغ هوای چمنی کردآزاد نگشت آنکه اسیر قفسی بود
۴
عشق آمد و سودای گل و لاله ز سر رفتزان شعله به تاراج شد ار خار و خسی بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth