شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهی شد کان رخ زیبا ندیدمنشانی زان گل رعنا ندیدم
۲
شبی دیدم سر خود پیش پایتز شادی پیش زیر پا ندیدم
۳
تو تا ننمودی آن رخ، بودم آزادترا دیدم، دگر خود را ندیدم
۴
شدم خاموش در وصف دهانتکه از تنگی سخن را جا ندیدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth