خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من ار پیش یار آبرویی ندارمز خاک درش ره به سویی ندارم
۲
به زندان دوری بسازم ضروریچو از گلشن وصل بویی ندارم
۳
ببخشای اگر پیش راهت نهم رویکه جای دگر راه و رویی ندارم
۴
ز خار غمم خسته چون بلبل دیاز آن با گلی گفتگویی ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲