خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر زمان از بیخودی خواهم که آن رو بنگرمچون رسم نزدیک نتوانم که آن سو بنگرم
۲
در سجود افتم چو بینم قبله دیدار اورخ نهم بر خاک کان محراب ابرو بنگرم
۳
هرکجا روی نکو یابم نشان، آنجا رومواندر آن صورت ترا بینم، چو نیکو بنگرم
۴
آنکه پهلو میزند ابروی او با ماه نوتا کیش با دیگران پهلو به پهلو بنگرم
صفحهٔ ۱ از ۲