شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن عیدی که اول دیده بر روی تو اندازمز ماه نو نظر بر طاق ابروی تو اندازم
۲
چو باد افتان و خیزان هر طرف سرگشته آنمکه گردم خاک و خود را بر سر کوی تو اندازم
۳
چه حاصل زانکه آیم بگذرم هر ساعت از پیشتچو نتوانم که از حیرت نظر سوی تو اندازم
۴
چو ماه نو شد از غم پهلویم، در اشتیاق آنکه خود را در نماز عید پهلوی تو اندازم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth